نوشته

میلاد جهانگیرفرد و ندا عزیزیه: شهر باستانی شوش، در استان خوزستان در جنوب غربی ایران واقع است و از حدود سال ۴۲۰۰ پیش از میلاد مسیح، نقشی کلیدی در روابط بین بین الهنرین باستان و سرزمین مرتفع ایران داشته است . تپهٔ باستانی شوش به وسعت ۵۵۰ هکتار و به ارتفاق ۳۵ متر از دشت اطراف و در نزدیکی رود شور واقع شده است. این شهر در برخی دوره های تاریخی خود ارتباط بسیاری با تمدن های ساکن در بین النهرین و همچنین اقوام ساکن در ارتفاعات ایران داشت، و زمانی هم پیوندی بین دو سرزمین ایجاد می کرد.

کاوش ها در شوش در سال ۱۸۸۴، با کشف یک بنای معماری دوره هخامنشی، موسوم به آپادانا (به معنی تالار ستوندار)، آغاز شد. این کاوش ها تا ۱۸۹۷ ادامه یافت زمانیکه یک هیات فرانسوی، که نخست توسط ژاک دو مورگان رهبری می شد، جستجوهای خود را آغاز کرد؛ کار این هیات با وقفه هایی در زمان جنگ های جهانی، تا سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ خورشیدی) ادامه یافت.

کاوش ها در شوش نشان می دهد که این منطقه پیوسته و به مدت حدود پنجاه و پنج قرن، از حدود ۴۲۰۰ پ.م. تا حملهٔ مغول در سدهٔ سیزدهم میلادی، مسکون بوده است.

مجتبی گهستونی: خوزستان در شمال شرقی و غربی آن پستی و بلندی های بسیار دارد. اما در بخش های مختلف به دشت وسیعی تبدیل می شود. بر اساس بررسی های صورت گرفته شده و شواهد عینی و آثار باقی مانده در خوزستان قنات ها، جوی ها و چشمه سارهای فراوان وجود داشته که خوزستان را آباد و این دیار را متمایز با دیگر مناطق می کرده است. اما به تدریج با خشک شدن و تخریب تعداد بسیاری از این قنات ها، جوی ها و چشمه سارها، خوزستان به صحرا تبدیل شد.

به همان میزان که خوزستان در گذشته های دور آباد بوده است محوطه های تاریخی و باستانی آن نیز بکر بوده اند امروزه توسعه و ساخت و ساز و گسترش شهرنشینی، شهرک سازی، جاده سازی و... بیش از پیش ضربات جبران ناپذیر خود را به پیکره محوطه های باستانی وارد کرده است. من اعتقاد دارم که با وجود همه آگاهی هایی که درباره اهمیت تاریخی خوزستان وجود دارد اما به میراث فرهنگی خوزستان نگاه جدی نمی شود و رسیدگی به بیماری های باستان شناسی آن اورژانسی نیست. اگر غیر از این بود باید سالانه دهها گروه باستان شناس زبده در آن کندوکاو می کردند و گروههای مرمت به آسیب شنناسی سازه ها و استحکام بخشی آن می پرداختند.

مجتبی گهستونی: ایذه شهری باستانی در بخش زاگرس چین خورده یا میانه زاگرس، مردم آن لر و بختیاری، به جای مانده از هزاره های پیش از میلاد مسیح از ویژگی های مختلفی برخوردار است؛ اسقرار و حاکمیت پادشاهان پارینه سنگی، ایلامی، هخامنشی و ایلیمایی در سرتاسر کوهستان و دشت ایذه، این شهر را در زمره مهم ترین شهرهای تاریخی با ده‌ها نقش برجسته و سنگ نوشته قرار داده است.

با توجه به اینکه ایذه دارای سه منظر جاذبه های تالابی، دشتی و کوهستانی است و در کمتر شهری از جهان این سه جاذبه با هم تلاقی می کنند اما وجود چنین پدیده ای در اکوتوریسم و ژئوتوریسم هم نقس قابل توجه ای می تواند داشته باشد.

با این حال برخورداری از ویژگی های تاریخی بود که در مقاطعی ایذه به عنوان محلی برای دوره عالی آموزش باستان‌شناسی از سوی مرکز وقت باستان‌شناسی کشور انتخاب شده بود تا گروهی از بهترین باستا‌ن‌شناسان امروز کشور که در آن زمان می‌خواستند در مرکز وقت باستان‌شناسی استخدام شوند در دهه ۱۹۷۰ با "هنری رایت" به ایذه بیایند و کاوش‌های باستان‌شناسی خود را انجام دادند.

هادی زندی: هفته‌ای نیست که در اخبار این حوزه ، ردی از حفاری‌های غیرمجاز و تبعاتش،از خسارات مادی و جانی گرفته تا از بین رفتن زیر ساخت های شهری به چشم نخورد.

اما به راستی دلیل افزایش این اعمال غیر‌اخلاقی و مجرمانه چیست ؟ چرا آمار این حفاری‌ها در کشور ما هر روز افزایش می‌یابد؟ پاسخ به این پرسش‌ها البته به زعم کارشناسان متفاوت است .برای نمونه از رواج فروش غیر‌قانونی و استفاده از فلزیاب ها گرفته تا فرهنگی که برای حفاظت از آثار تاریخی سرزمین مادری هنوز نهادینه نشده است.

آن گروه از کارشناسان که دلیل افزایش حفاری‌های غیرمجاز را خرید و فروش آزادانه فلزیاب‌ها می‌دانند ، نبود ضمانت اجرایی ممنوعیت خرید و فروش این وسایل را به عنوان حلقه مفقوده حفاظت از آثار تاریخی و علت اصلی افزایش حفاری‌های غیرمجاز در سال‌های اخیر عنوان می‌کنند. خرید و فروش فلزیاب ، مشکل اینجاست

مجتبی گهستونی: در روز بیست و هفتم دعوت شدم تا در هم اندیشی بلاگرها و موزه حضور یابم که با بتکار عمل انجمن صنفی راهنمایان گردشگری تهران و موزه ملی ایران باستان برگزار شده بود. این اتفاق را به فال نیک می گیرم که چنین رویدادی در محل موزه برگزار شد تا بلاگرها در نخستین گام بخشی از دل نگرانی ها و نظرات خود را مطرح کنند.

بی شک این نشست ابتدایی در دوره های بعدی به اهداف عالیه خود دست خواهد یافت. اهمیت این نشست آنفدر زیاد بود که اکبرزاده در پیامی خبر داد که نشست بعدی بلاگرها و موزه در حد بین المللی برگزار می شود و از بلاگرهایی که به موزه بپردازند تقدیر می شود.

چند سال است که در سطح بین‌الملل رقابت گسترده‌ای میان دولت‌ها برای حفاظت از آثار تاریخی‌ـ فرهنگی، توسعه فعالیت‌های مرتبط با میراث فرهنگی از قبیل باستانشناسی و مردم‌شناسی و حتی در مواردی تاریخ‌سازی و تاریخ ربایی آغاز شده است. از شرق تا غرب عالم، دولت‌ها برای کاوش‌های باستانشناسی، پژوهش‌های مردم‌شناسی، حفاظت از اثار تاریخی و معرفی تاریخ و تمدن کهن خود به جهانیان از هیچ هزینه و سرمایه‌گذاری دریغ نکرده و این موضوع جزء یکی از اولویت‌های برنامه‌ریزی‌های داخلی یا خارجی آنان محسوب می‌شود.

لکن در کشور ما که سابقه‌ای کهن در تاریخ و فرهنگ بشری داشته و یکی از ستون‌های اصلی تمدن حاضر می‌باشد موضوع به گونه‌ای‌ دیگر است. سالهاست که دستگاه متولی حفاظتی از آثار تاریخی‌ـ‌فرهنگی، شخصیت‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی در خصوص اهمیت آثار تاریخی‌ـ فرهنگی و نیاز به حفاظت از این آثار مستمراً و مکرراً صحبت کرده و می‌کنند، لکن در عمل اراده‌ای قابل برای حفاظت از میراث گرانقدر تاریخی کشور دیده نمی‌شود. براستی چرا برای دول عالم حفاظت ازمیراث فرهنگی و گسترش فعالیت‌های مرتبط با آن اینقدر اهمیت دارد لکن در کشور ما با سابقه چند هزار ساله حفاظت و صیانت از هویت ملی و میراث فرهنگی در اولویت‌های آخر قرار گرفته و به عنوان نیاز دست چندم جامعه مطرح می‌باشد؟ ...

ادامه مقاله در تارگاه شخصی سعید محمدپور

مجتبی گهستونی: حوزه جغرافیایی استان خوزستان علاوه بر اینکه دارای گستره وسیعی است به لحاظ تاریخی نیز از ریشه عمیقی در تاریخ ایران زمین برخوردار می باشد که با نگاهی به تاریخچه آن می توان به این ادعا پی برد. نام خوزستان در کتیبه های مختلف کشف شده به انواع زبانهای یونانی ، ایلامی، بابلی و... به طرق مختلف همچون حوجستان واجار، خوز ، هووجه، سوزیانا، هل تم تی، اوج و ... آورده شده است.

این استان همواره در طول تاریخ مورد هجمه ها و تازیانه دشمنان بوده است و حتی برخی از نویسندگان با انتشار انواع جعلیات کوشیده اند نام و هویت اصلی مردمان ساکن این خطه را تغییر دهند اما با مراجعه به متون معتبر و کهن می توان پی برد که خوزستان که از سپیده دم تاریخ تاکنون، همواره بخشی از ایران زمین بوده است.خطه خوزستان به استناد منابع روایات و آثار تاریخی بی‌تردید یکی از کهن‌ترین و تاریخ سازترین مناطق ایران و در برگیرنده افتخارآمیزترین برگ‌های تاریخ این مرزوبوم بوده و این استان از زمان‌های بسیار دور یکی از ارکان و مراکز مهم اقتصادی جهان باستان به شمار می‌رفته که شوش یکی از سه مرکز بزرگ اقتصادی روزگاران قدیم بوده است.

مجله باستان پژوهی در دور جدید خود در شماره هفتم، شماره ۷، صص ۳۶ تا ۳۹ اقدام به درج مطلبی با عنوان شبه باستان شناسی نموده است که با توجه به اینکه موضوع این نوشتار مربوط به باستان شناسی در خوزستان است این مطلب عینا درج می گردد.

طی دهه های گذشته، نوعی شبه باستان شناسی به تدریج در ایران رواج یافته است که شاید بتوان سطوحی از آن را به نوعی سوء تعبیر از اندیشه «باستان شناسیِ بومی» دانست. این شبه باستان شناسی در واقع باستان شناسی را به امری اداری ـ  اجرایی و حتی نازل تر از آن تقلیل داده و خصوصاً در هیأت افرادی ظاهر شده که تا مدارج عالیه این رشته مدرک گرفته اند و بر کرسی های مدیریتی یا دانشگاهی تکیه زده اند، اما اگر این افراد را با معیارهایِ علمی بسنجیم نمی توان آنها را باستان شناسانِ حرفه ای و گاه حتی آماتور دانست. این افراد نه تبحری در پژوهش های میدانی دارند و نه اهل تحقیق و پژوهش های کتابخانه ای اند، نه قادر به نگارشِ مقالات پژوهشی اند و نه حتی توانا به تنظیم و تدوین گزارش های ساده توصیفی، نه تداومی در یک زمینه مطالعاتی دارند و نه توفیقی در یک عرصه مدیریتی؛ از آن بدتر، بسیاری از این افراد حتی از آگاهی های عمومی درباره تاریخ و باستان شناسی نیز بی بهره اند.

مجتبی گهستونی: پس از نوشتن مطلب کوتاهی با عنوان "باستان شناسی خوزستان با مشکلات عدیده صنفی روبرو است" که ابتدا در وبلاگ سخنگو و سایت انجمن تاریانا منتشر شد و سپس توسط خبرگزاری مهر منتشر گردید اظهار نظرهای مختلفی درباره این مطلب بیان شد. عده ای تشکر و عده ای دیگر در مقام موافق به موضوعاتی اشاره کردند و تاکید داشتند که دیدگاه آنان هم در این نوشتار اضافه شود. اما چند نفری دیگر با خواندن این یادداشت که در کمال احترام نوشته شده بود به طرح مباحثی دیگر پرداختند و اصرار داشتند که دیدگاه موافق و مخالف هم مطرح گردد. اما در این میان فردی با ارسال یادداشتی توهین آمیز به این جانب به عنوان سخنگوی انجمن تاریانا سعی کرده است خود را ابتدا از دوستداران فعالیت های من و سپس از منتقدان من معرفی کند.

لازم به ذکر است که اخیرا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان با برگزاری سلسله نشست های ظاهرا تخصصی اقدام به دعوت گزینشی باستان شناسان کرده است که ماهیت برگزاری همچین نشست هایی را با پرسش هایی همراه کرده است.

می دانیم که برخی جریان ها ، اساساً با مقولات میراث تاریخی و فرهنگی و گردشگری میانه خوبی ندارند و همواره سعی در تضعیف آن داشته اند و دارند و ای بسا این طرح نیز در همین راستا شکل گرفته باشد که اگر چنین باشد ، زنگ خطری است که نباید از کنارش با بی اعتنایی گذشت.

عصرایران ؛ جعفر محمدی - طرح تبدیل سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری به یکی از معاونت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، مدتی است که در مجلس شورای اسلامی کلید خورده است. طراحان می گویند چون در حال حاضر ، میراث فرهنگی ، زیر مجموعه ریاست جمهوری و معاونت آن است ، به مجلس پاسخگو نیست و نمی توان بر آن نظارت مستقیم داشت ، چنین مکانیزمی را در نظر دارند تا میراث را پاسخگو نمایند ؛ در این باره چند نکته مهم وجود دارد:آرامگاه حافظ

۱ - در این که طی دوران مدیریت آقایان مشایی و بقایی ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، از کارکرد اصلی خود دور شده و تبدیل به یک نهاد سیاسی و جنجالی گشته است ، شکی نیست به گونه ای که می توان آن را دوران سقوط وحشتناک میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی و قربانی شدنش در پای سیاست نامید.

صفحه‌ها