به بهانه سومین سفر احمدی نژاد به خوزستان
قرار است محمود احمدی نژاد سومین سفر استانی خود را به خوزستان به منظور شرکت در جشن جهانی شدن سازه های آبی شوشتر با رویکرد فرهنگی انجام دهد.
این سفر از جهات مختلف برای فرهنگ و هنر خوزستان حائز اهمیت است و این بخش مهم و کمتر مورد توجه قرار داده شده را از حاشیه به متن میآورد. قطعا احمدی نژاد به این نتیجه رسیده که مدیریت فرهنگی چاره میراث فرهنگی است و مدیریت سیاسی را باید از فرهنگ جدا کرد.
البته انجام این سفر به معنی رضایت اهالی فرهنگ به خصوص دوستداران میراث فرهنگی از وضع موجود نیست چرا که نگاهی به آمارهای چهار ساله گذشته دولت حاکی از آن است که در کنار انواع سرمایه گذاری های انجام شده، این میزان توجه کافی نبوده و دوستداران میراث فرهنگی و حتی کارشناسان منتقد در درون سازمان میراث فرهنگی نیز اعتقاد دارند میزان تخریب ها ، تعرض ها و بی توجه یی ها به محوطه ها و بناهای تاریخی با حجم بودجه های اختصاص داده شده برای هزینه کردن در حوزه میراث فرهنگی برابری نمی کند.
همین منتقدین همچنان بر این باورند که مسئولین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، ماهیت اصلی این سازمان که توجه به فرهنگ و تاریخ این مملکت است را در اولویت بعد از گردشگری قرار داده اند و میراث فرهنگی را قربانی هوس های گردشگری خود نموده اند.
در استان خوزستان نیز دوستداران میراث فرهنگی همچون دیگر هم پیمانان خود در استان های تهران، فارس،اصفهان و همدان با فریادی یکصدا و البته کوبنده تر اقدام به طرح دغدغه های خود پیرامون وضعیت نا بخردانه میراث فرهنگی خوزستان می نمایند تا شاید در نتیجه طرح این دغدغه ها مشکلات، معضلات و تنگناهای پیش رو کاهش پیدا کند.
دوستداران میراث فرهنگی خوزستان هنگامی که متوجه می شوند در مرکز استان، بخش اندکی از کاشی های فیروزه ای یک بنای تاریخی فرو می ریزد و همین ریزش در حال سرایت به کل بنا است و سازمان میراث فرهنگی خوزستان آمادگی، برنامه ریزی و ظاهرا هزینه ۲۰ میلیون ریالی مرمت این بنا را ندارد، آنوقت دوستداران میراث فرهنگی نمی توانند باور داشته باشند که روند رسیدگی، مرمت ، حفظ و احیاء بناها و محوطه های تاریخی در خوزستان با سلامت کامل صورت میگیرد.
عمده دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان در شهرهای اهواز، مسجدسلیمان، شوش، بهبهان و رامهرمز می گویند ما سالانه صدها نامه پیرامون وضع موجود میراث فرهنگی به بیش از ۱۰ ارگان داخل و خارج از استان که صلاحیت رسیدگی به نامه های ما را دارد ارسال می نماییم در نتیجه همه این نامه ها از سوی آن نهادها به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان ارسال می گردد اما بیشتر مواقع نتیجه کافی عایدمان نمی شود به گونه یی که احساس می کنیم دور باطل زده ایم.
انجمن های دوستداران میراث فرهنگی در خوزستان بارها از سازمانهای دولتی خواسته اند برای اجرای پروژه های عمرانی خود از سازمان میراث فرهنگی استعلام به عمل آورده تا این سازمان بنا بر وظیفه قانونی خود به نجات بخشی محوطه های تاریخی در مسیر پروژه های عمرانی بپردازد اما در نهایت متوجه می شویم که نظارت از درون سازمان بسیار ضعیف است به گونه یی که عمده مسئولین این سازمان در اتاق های خود نشسته اند تا رهگذری از تخریب و تعرض به محوطه یا بنایی خبر آورد تا شاید اقدام کافی برای رفع خطر از آن بنا یا محوطه صورت گیرد.
تهدید برنامه های توسعه ای و عمرانی از یک سو و ناکارآمدی گروه کثیری از مدیران حوزة میراث فرهنگی (که با نگاهی غیر کارشناسی و تخصصی از حوزههایی غیرمرتبط منصوب شدهاند) از جمله مهمترین علل و عوامل وخیم شدن وضعیت میراث فرهنگی چه در عرصه حفاظت و صیانت و چه پژوهش و آموزش بوده است. نمونه اشکار این مسامحهکاری را میتوان در رفتار بسیاری از مدیران رده بالای این سازمان چه در مرکز و چه در استانها شاهد بود. برای مثال میتوان از عدم پیگیری پروندة عاملانِ واقعیِ نابودیِ آرامگاههای عیلامی در جوبجی رامهرمز و سایر محوطههای باستانی تخریب شده در این شهرستان، عدم برخورد جدی با مالک هتل چند منظوره شوش ، مسولان و آمران این تخریبها که مصون از هر پیگردی و با توسل به پیشبرد برنامههای عمرانیِ خودسرانه هرچه خواستند کردند و میکنند! بر اینها باید مصادرة زمینهای شهر و مجموعة باستانی ایوان کرخه (ایرانشهرشاهپور) و عاملان بیتوجهی به تخریب و تسطیح شهر ساسانی-اسلامی گُندیشاپور، بی توجهی برای به زیر آب رفتن سد ایلامی جره، غفلت از تاریخی بودن مسیر مترو در اهواز، به زیر آب رفتن دهها بنا و محوطه بر اثر سد سازی در ایذه و گتوند، را هم باید افزود.
وقتی تخریب چند محوطه باستانی در مسیر اجرای کانال آب در پایین دست سد زیره زرد رامهرمز به سازمان میراث فرهنگی گزارش می شود تا جلوی پروژه شرکت آب و خاک فارس که پیمانکار اجرای کانال پایین دست سد زیره زرد که در غرب رامهرمز – غرب رود خانه الا تا تل غدیر- واقع است را بگیرد تا فعالیت خود را که در ۴ جبهه شروع به حفر کانال نموده است متوقف کند ، سازمان میراث فرهنگی که هیچ گونه استعلامی در این باره را دریافت نکرده با چشم پوشی و یا نامه نگاری هایی که هیچ گاه پیگیری حقوقی نمی شوند این اجازه را می دهد تا پروژه به کار خود ادامه دهد.
این در حالی است که در پی عبور کانال آب در غرب رامهرمز تاکنون به تل ایشان قزو، تل غدیر، تپه سید عزیز و... که آثاری از دوره های مختلف تاریخی تا دوره اسلامی را می توان در آن مشاهده کرد آسیب های وارد شده و در صورتی که استعلام های لازم از سوی شرکت آب و خاک کشور دریافت نگردد در آینده به تپه های تل عباس ، محوطه دوپیرون ، تل بایمون و... آسیب های دیگری وارد خواهد شد.
با اینکه سازمان میراث فرهنگی خوزستان به خوبی از حجم تخریب ها اطلاعات کافی در دست دارد اما حاضر نیست رضایت خود را براب تصویب حریم ۱۲۰۰ هکتاری را اعلام نموده تا در کنار حوادث بیشماری که هر روز محوطه های باستانی کشور را تهدید میکند، اتفاقاتی که بر سر محوطه باستانی شوش آمده است را کاهش دهد.
حفاری غیرمجاز، ساخت و سازهای غیرقانونی، تعرض به عرصه و حریم محوطه و غارت آثار باستانی از جمله اتفاقاتی است که طی صد سال گذشته محوطه باستانی شوش را تحت و شعاع خود قرار داده و بخشی از آن هنوز هم ادامه دارد. شهر شوش با ۶/۵ کیلومتر مربع مساحت در ۲۴ کیلومتری جنوب غربی دزفول و ۱۱۵ کیلومتری شمال غربی اهواز قرار دارد. بر اساس جدیدترین مطالعات باستان شناسی محوطه باستانی شوش با وسعتی بالغ بر ۱۲۰۰ هکتار بیش از ۵ هزار سال یکی از مهمترین مراکز حکومتی و تجاری ایرانیان بوده است. این شهر باستانی هزاران سال پایتخت و از مهمترین شهرهای ایلامیان بوده و در دوره هخامنشیان به اوج شکوه و قدرت میرسد.
شوش در دوره اسلامی نیز مدتها از شهرهای پرجمعیت وپررونق بود و این در حالی است که در طبقات پایینتر این شهر آثاری بدست آمده که باستان شناسان آنها را مربوط به ۸ هزار سال پیش میدانند.
جدا از همه تخریب ها و تعرض هایی که به محوطه باستانی ایوان کرخه در شوش می شود وقتی به کاخ آپادانا شوش میروید تنها شاهد بخش از دیوارهای این کاخ عظیم هستید که هرچند کوتاه هستند اما در تصور میتوان شکوه و عظمت آن را دید. در گوشهای از این کاخ هنوز کف اصلی هخامنشی آن دیده میشود اما این کف هنوز پاخور گردشگران بوده و در حال تخریب است.از جمله آثاری که در کاخ آپادانا نگاه هر گردشگری را به سوی خود جلب میکند، آثار سنگی کاخ است. این آثار که چندان بی شباهت به حجاری های صورت گرفته در تخت جمشید نیست در گوشهای از محوطه به حال خود رها شدند.در بخشی از محوطه پس از دپو شدن این سنگهای ارزشمند حجاری شده، با استفاده از سیم خارداری که عبور از آن کار دشواری نیست فضای پیرامون این سنگها از مسیر گردشگری جدا شده است. این در حالی است که هر گردشگری به راحتی میتواند از این سیم ها عبور کرده و خود را به سنگها نزدیک کند. از طرفی آنقدر تعداد مراقبان محوطه کم است که هیچکس حتی متوجه عبور گردشگران از سیم خاردارها نمیشود.
در شوش با اینکه گردشگران فراوانی به نسبت همه شهرهای خوزستان مشاهده می شود اما مسئولان شهری بدشان نمیآید که چشم خود را در مقابل این استعداد ثروت آور و اشتغال زا ببندند و ساخت و ساز را حتی در عرصه محوطه های باستانی دنبال کنند. به همین دلیل است که شهردار و فرماندار شوش اعتقاد دارند نه تنها باید حریم تاریخی شوش که ۱۲۰۰ هکتار تعیین شده تصویب نگردد بلکه باید از حریم ۴۰۰ هکتاری هم کاهش پیدا کند. البته به غصه های شوش ساخت هتل و گودبرداری در عرصه و حریم را هم باید اضافه کرد.
در بهبهان نیز محوطه ایلامی ارجان نیز همین قصه را دارد. با گذشت ۴ سال از فعالیت پایگاه ارجان که در نمایان کردن بخشی از تاریخ ایلامیان نقش دارد هنوز تعیین حریم آن که می تواند مانع فعالیت مخرب شرکت نفت، کارخانه سیمان و دیگر صنایع شود به دلیل بعضی مخالفت های درون سازمانی در استان خوزستان به تصویب نرسیده است.
در شوشتر سازههای آبی این شهر که مسیر ثبت جهانی را به هر دلیلی پیمود کمبود توجه مسئولان شهر شوشتر باعث شده تا فضای پیرامونی مربوط به این آثار به شکل ناشایستی دیده شود. در حال حاضر چندین لوله فاضلاب به رودخانه منتهی به سازههای آبی شوشتر میریزد و همچنین زبالهها نیز در محل ورود آب رودخانه به داخل سازهها راکد مانده و بو گرفته اند. با گذشت چند ماه از ثبت سازه های آبی شوشتر و ریزش بخش هایی از کناره پل گرگر که باعث مسدود شدن مهم ترین خیابان شوشتر شده است.
از سوی دیگر تخریب تونل بلیتی در سال گذشته که از مهمترین بخشهای سازههای آبی شوشتر است و باعث شده بخشی از یک خیابان دیگر مسدود شود تاکنون مقاوم سازی آن صورت نگرفته است.
مجموعه مشکلات موجود در بناها و محوطه های تاریخی باعث شده تا میراث فرهنگی ایران وضعی بحرانی پیدا کند وضعیتی که به هیج وجه برای مسئولین این سازمان غیر عادی نیست. ادغام دو سازمانِ «ایرانگردی و جهانگردی» و «صنایع دستی» با سازمان «میراث فرهنگی» منجر به پدید آمدن سازمانی نوظهور با نام «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» شده است که آسیبهای آن در حوزة میراث فرهنگی غیرقابل توصیف است. انتظار میرود که «میراث فرهنگی» به جایگاه واقعی خود بازگردد و عوارض منفی حوزة «گردشگری» که ماهیتی بازاری و پولمحور دارد از حوزه میراث فرهنگی مرتفع گردد.
آنچه که از وضعیت فعلی میراث فرهنگی خوزستان گفته شد بخش اندکی از مشکلات، معضلات و تنگناهای مربوط به میراث فرهنگی خوزستان است که طبعتا بیان همه موارد در این گزارش نمی گنجد لذا فعالان فرهنگی چون میراث فرهنگی را متعلق به همه نسل ها می دانند و امانت داری نکردن از این میراث آن هم توسط نهادی همچون سازمان میراث فرهنگی که معمولا تحت تاثیر فشارهای سیاسی قرار می گیرد را تو دهنی به تاریخ بشری عنوان می کنند.
مجتبی گهستونی، سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان
